جلال الدين الرومي

299

فيه ما فيه ( فارسى )

س آخر ، « مثلا پادشاه الخ » اين مطلب به وجه اوفى در مثنوى صفحهء 163 - 164 از زبان شيطان در مناظرهء با معاويه تقرير يافته است . ( 108 ) ص 61 ، س 12 ، « لو كشف الغطاء الخ » چنان‌كه مولانا در صفحهء 29 از همين كتاب تصريح نموده اين عبارت از كلمات قصار منسوب به حضرت امير عليه الصّلاة و السّلام است و در غرر و درر آمدى ( عبد الواحد بن محمّد تميمى ) نيز در اوّل حرف « لو » ذكر شده ولى ابو نصر سرّاج ( متوفى 378 يا 373 ) آن را به عامر بن عبد القيس تميمى عنبرى كه يكى از زهّاد ثمانيه « 1 » بشمار است نسبت مىدهد . ( اللّمع چاپ ليدن ص 70 ) به جهت اطّلاع از شرح حال عامر بن عبد القيس رجوع كنيد به : حلية الاوليا ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 87 - 95 و اسد الغاية ، چاپ مطبعه وهبيّه ج 3 ، ص 88 - 89 و صفة الصفوة چاپ حيدرآباد ، ج 3 ، ص 126 - 135 . ( 109 ) ص 62 س 18 ، قونيه : شهريست بزرگ و قديم واقع در جنوب انقره ( آنكارا ) پايتخت كشور تركيّه كه در زمان سلجوقيان اهميّت بسيار داشته و مجمع علما بوده و مولانا و پدر بزرگوار وى پس از مهاجرت به روم در آن شهر مىزيسته و هم در آنجا وفات يافته‌اند و اكنون مرقد مولانا و عدّهء كثيرى از خاندان جليل او در آن شهر معروف است . ( 110 ) س 8 ، قيصريّه : شهريست واقع در جنوب شرقى انقره ( آنكارا ) كه دار الملك سلجوقيان روم و مقرّ سلطنت آنان بوده است و برهان الدّين محقّق ترمدى در آن شهر مدفون است . ( 111 ) س 19 ، قيماز و ابروخ و سلطان : چنان‌كه از سياق عبارت مفهوم مىشود اين هر سه موضع واقع بوده است ميانه قونيه و قيصريّه و در سه موضع از مختصر تاريخ السّلاجقه ( ص 44 ، 89 ، 246 ) ذكر « منزل ابروق » به ميان مىآيد كه چون محلّ آن را در نزديكى قونيه معيّن مىكند بىگمان بايد تبديلى از كلمه « ابروخ » باشد . در كتاب مسامرة الاخبار ( ص 70 ) نيز يك بار بدين نام برمىخوريم ، ياقوت هم در معجم البلدان ( چاپ مصر ج 1 ، ص 81 ) شرح مفصّلى دربارهء ابروق دارد و آن را به فتح اوّل ضبط كرده ولى در نسخهء

--> ( 1 ) . زهّاد ثمانيه عبارتند از : عامر بن عبد القيس ، اويس قرنى ، هرم بن حيّان ، ربيع بن خثيم ، مسروق بن الاجدع ، اسود بن يزيد ، ابو مسلم خولانى ، حسن بصرى .